دادگاه بدوی ، قاضی واحد و حکم اعدام
تهدیدی برای حق حیات متهم
کیوان داودیان ــ دانشجوی ترم هفتم رشته حقوق
مهمترین جنایتی که نسبت به فرد انسانی ارتکاب می شود قتل یا سلب حیات است. در همین راستا علیرغم مخالفت برخی از علمای حقوق و فلاسفه در قوانین بسیاری از کشورها از جمله حقوق موضوعه ایران، کیفر قتل عمد، اعدام تجویز شده، ماده 205 از ق.م.ا جواز اجرای این کیفر را برای اولیاء دم مقرّر نموده است. از آنجا که اجرای مجازات اصولاً ملازمه با عدالت دارد عدالت اقتضا می کند سلب حیات از فاعل جرم قتل یا شرکاء او که نفس ایشان نیز همچون دیگر افراد انسانی محترم بوده استثنائاً در این مورد خاصّه سلب حیات از او جواز شرعی و قانونی دارد بدواً می بایست از ادله ی مقصود شارع برخوردار باشد. به همین منظور شرعاً و قانوناً لازم است جرم قتل در خصوص فاعل یا شریک آن احراز و اثبات شود که بنا بر خصوصیّت و کیفیّت هر قتلی احراز آن توسط دادگاه صالح متنوّع بوده اساساً لازم است انتساب این نوع از جرائم احصاء شده در قوانین موضوعه به متهم، قطعی و منجّز باشد در غیر این صورت سلب حیات از فرد انسانی گناه کبیرهای است که در طول فعل قاتل واقعی، تکرار می شود. تشخیص انتساب قطعی و منجّز جرم قتل نفس به شخص حقیقی برعهده دادگاه صالحه بوده، تبصره 1 ماده 20 از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوّب 28/7/81 این مهم را منحصراً به دادگاه کیفری استان واگذار نموده است. مستند به این ماده دادگاه مزبور رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا اعدام یا رجم یا سلب یا حبس دائم باشد را برعهده داشته، اعضاء آن را پنج نفر از قضات دادگاههای تجدید نظر استان تشکیل می دهند. اوّلین سئوالی که به ذهن متبادر می شود فلسفه تشکیل این دادگاه و مقصود و مراد مقنّن از لحاظ تعدّد پنج نفره قضات در این دادگاه است! تمییز و تشخیص محق از بی حق در امور حقوقی توسط دادگاهی که به روش وحدت قاضی اداره می شود نتیجه اش عدم برخورداری محکوم علیه از حقوقی است که به زعم او شایسته تمتع از آنها بوده است، اگر فارغ از قصورات معمول که در طول تاریخ همیشه گریبان گیر بشر بوده و جائزالخطا بودن او توجیه عرفی آن است تقصیری (عامدانه) متوجه قاضی دادنامه اصداری باشد علاوه بر پیگیری های قضایی در دادسرای انتظامی قضات آن هم به شرطی که مدعی از ابراز مدارک و ادله کافی برخوردار باشد مسلّماً عقوبت اخروی نیز در پی خواهد داشت. راجع به تقصیر مذکور توسط شعب دادگاههای عمومی جزایی در تعیین مجازات برای متهم در امور کیفری نیز همان عقوبت دنیوی و اخروی مستقر است. همین عقوبت در خصوص صدور حکم سلب حیات از متهم به قتل عمد از سوی قاضی اگر توآم با تقصیر موصوف باشد صادق است. حال که در هر کدام از موارد یادشده فارغ از کمیّت و کیفیّت آنها، بطور یکسان هم عقوبت دنیوی و هم اخروی مستتر بوده و علاوه بر این مقنّن به کاهش قصورات قاضی در صدور دادنامه ها توجه خاصّه داشته است چرا مقنّن در بررسی برخی امور و جرائم قائل به اداره دادگاههای بدوی به روش وحدت قاضی شده در برخی دیگر تعدّد قضات را مقرّر نموده است؟ پاسخ به این سئوال را باید در منطوق و مفهوم آیه 33 سوره بنی اسرائیل و دیگر آیات مشابه یافت (وَ لاتَقتُلوا النَفسَ الَّتی حَرَّمَ الله الا بِالحَقِّ...). بی شک مراد و مقصود مقنّن از توجه به تعدّد قضات در دادگاه کیفری استان چیزی جز اهمیّت و احترام نفس افراد انسانی نبوده، علاوه بر مجازاتهای سلب حیاتی از جمله رجم و صلب، مجازات دیگری مانند حبس دائم را که نسبت به سایر مجازاتهای مقرّر در قوانین موضوعه از شدّت بیشتری برخوردار بوده در شیرین ترین دوران عمر بشر، تمتع اشخاص را از حیات آزادانه سلب می کند در ردیف سلب حیات قرار داده بررسی و صدور حکم در خصوص جرائمی که مجازات قانونی آنها یکی از موارد مزبور باشد منحصراً به دادگاه کیفری استان واگذار نموده است. تدقیق و توجه مقنّن به این مهم تا بدین جا قابل تأمل و تحسین بوده نشان از انطباق قوانین موضوعه با دستورات صریح شارع مقدس است. لازم به ذکر است مبحث فعلی مربوط به وحدت یا تعدّد قضات در دادگاههای بدوی بوده، دلیل تعدّد قضات در دادگاههای تجدیدنظر امری بدیهی است. تصمیم بدوی که توسط یک نفر اتّخاذ شده منطقی و عادلانه این است توسط تصمیمی که حاصل شور و اجماع بوده بوسیله مرجعی صالح و بیش از یک نفر اتّخاذ می شود نقض یا ابرام شود. به این صورت هم شک و شبهه طرفین دعوی در خصوص ناعادلانه بودن نقض یا ابرام حاصله مرتفع می شود هم اصولاً عدالت اقتضا می کند حکم اصداری توسط مرجعی بیش از یک نفر ابرام یا نقض شود که در صورت اخیر درصد خطا و اشتباه قاضی به حداقل می رسد.
تعدّد و تنوّع موضوعات در علم حقوق اقتضا می کند جهت سهولت و تسریع در بررسی پرونده های عدیده با موضوعات مختلف، دادگاههای خاصی اختصاص یابد که اگر تخصّص و تجربه قضات نیز آن هم با احراز واقعی آن توسط مرجعی صالح و معین برای تصدّی هر کدام از شعب دادگاههای بدوی نه به صورت رویه قضایی معمول بلکه با وضع قانون خاص مورد توجه مقنّن می بود مسلّماً درصد خطا و اشتباه دادنامه هایی که بعضاً از ایرادات مبرهنی رنجورند به حداقل می رسید. ماده 5 از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوّب 28/7/81 صلاحیّت ذاتی دادگاه انقلاب را برای بررسی برخی جرائم احصاء شده مقرّر نموده است. بند 5 از این ماده به کلیه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر اشاره داشته، عموم و اطلاق این ماده حاکی از جواز صدور کلیه مجازات های مقرّر در قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدّر مصوّب 1376 مجمع تشخیص مصلحت نظام برای مرتکبین و مجرمین توسط این دادگاه خاص است. یکی از تفاوت های شکلی این دادگاه خاص با دادگاه کیفری استان شیوه اداره ی آن به روش وحدت قاضی بوده، در دادگاه انقلاب برخلاف دادگاه کیفری استان یک نفر تصدّی دادگاه را برعهده دارد. از تفاوت های دیگر این دو دادگاه، قطعی بودن عموم آراء صادره توسط دادگاه انقلاب است مگر در موارد معدودی که قانون صریحاً تجدیدنظرخواهی از آن را جایز عنوان نموده (ماده7 ق.ا.ق.ت.د.ع.ا)، این در حالی است که آراء صادره در دادگاه کیفری استان که مناط اعتبار آن نظر اکثریت اعضاء است ظرف مهلت مقرّر در قانون قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور خواهند بود (تبصره4 ماده20 ق.ا.ق.ت.د.ع.ا). آنچه مورد بحث ماست وجوه اشتراک این دو دادگاه در جواز صدور حکم اعدام است، حکمی که علیرغم اهمیّت و احترام دیرینه جوامع بشری برای نفس و حیات، سلب آن را در پی دارد. دادگاه کیفری استان می تواند با ادله قانونی جواز سلب حیات شخص یا
ادامه مطلب ...قید عندالاستطاعه موضوع پرداخت مهریه در سند نکاحیه
تکلیف هدایای زوجین بعد از وقوع طلاق
عدم حبس زوج معسر از پرداخت مهریه
آقای الف . ک :
مهریه ی همسر بنده 350
سکه ی طلا و ده میلیون جهیزیه است که سکه ها به صورت عندالاستطاعه است . می خواستم
بدانم:
الف)
اگر بنده تقاضای طلاق
بدهم ، با توجه به قید عند الاستطاعه ، تکلیف پرداخت مهریه چه می شود ؟ ( هنوز در
دوران عقد به سر می بریم و بنده نیز از حیث مالی هیچ وقت توان پرداخت این میزان
سکه را نخواهم داشت)
ب ) تکلیف هدایایی نظیر طلا یا وسایلی که قبل از عقد برای هدیه خریداری شده است چه می شود ؟
ج ) اگر خانم بنده تقاضای طلاق بدهند ، آیا باز هم از مهریه برخوردار می شوند ؟
د ) در هر دو صورت آیا بحث زندان رفتن هم مطرح می شود ؟
پاسخ از ما : با سلام به بازدیدکننده محترم؛
الف: به مجرد انعقاد عقد نکاح، زن مالک مهر می شود (ماده 1082 قانون مدنی). امّا مستند به ماده 1092 از قانون مذکور اگر فی ما بین زوج و زوجه فقط عقد نکاح منعقد شده و عروسی به معنای عرفی محقق نشده باشد (عدم وقوع نزدیکی) زوجه مستحق نصف مهر خواهد بود. لذا همسر شما مستحق دریافت 175 سکه مقرّر در سند نکاحیه از حیث نوع و پنج میلیون ریال جهیزیه است. لذا در صورتی که تاکنون در خصوص تعداد سکه های مزبور یا راجع به جهیزیه یاد شده پرداختی از جانب شما به زوجه صورت گرفته است با ارائه مدارک مستند به دادگاه، آن مقدار پرداختی محاسبه خواهد شد. در خصوص شق دوّم سئوال الف عارض است؛ قید عندالاستطاعه در سند نکاحیه اگر مقید به شرط دیگری نبوده بر مبنای عبارات بکار رفته در سند نکاحیه ظاهر در معنای حقیقی آن باشد بیانگر این است که مهریه کماکان بر ذمه مرد مستقر بوده شرط پرداخت آن استطاعت مالی مرد است. که لازم است استطاعت در خصوص دارایی مرد از آن استفهام شود. به هر حال در این خصوص و اصولاً راجع به برداشت معنای واقعی از الفاظ عقود به عرف رجوع می شود. (مستند به ماده 224 قانون مدنی الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه). در خصوص اینکه اظهار نموده اید توان مالی پرداخت مهریه به صورت یکجا ندارید لازم است ادّعای عدم استطاعت مالی شما برای دادگاه محرز شود. مستند به قانون اعسار و بنابر رویه قضایی معمول، اثبات عدم استطاعت مالی مدّعی با تعرفه چهار شهود به دادگاه و تحقیقات آن مرجع محقّق می شود.
ب) ماده 1037 قانون مدنی در خصوص هدایای دوران نامزدی مقرّر می دارد: « هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که بطرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتا نگاه داشته می شود مگر اینکه هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.» ماده مزبور در خصوص هدایای دوران نامزدی یعنی دورانی که منجر به علقه زوجیّت و انعقاد عقد نکاح نشده مقرّر است. لذا همانگونه
ادامه مطلب ...
درخواست صدور گواهی عدم سوء پیشینه
در صورت سابقه متقاضی به حبس تعزیری
آقای الف . ک:
با سلام من 28 سال دارم
حدود پنج سال پیش من با چند تا از دوستام توی خونه ..... زندگی می کردیم. یکی
از دوستام بدون اطلاع ما دختری رو به خونه میاره و مأمورها متوجه شده و همه ی مارو
بازداشت و به زندان انداختند.
و اونجا
جواب آزمایش اعتیاد من هم مثبت بود و نزدیک یک ماه زندانی بودم الان برای مشغول
شدن به کار گواهی عدم سوپیشینه نیاز دارم آیا برای من صادر میشه؟؟ خواهش می کنم
جواب بدید.
پاسخاز ما : با سلام به بازدیدکننده محترم؛
به اطّلاع شما و دیگر بازدیدکنندگان عدیده ای که سئوالات مشابهی با سئوال شما در خصوص صدور گواهی عدم سوء پیشینه جهت اشتغال ارسال داشته اند می رساند؛ جهت عدم تعدّد پست ها در وبلاگ معمولاً از درج پاسخ های تکراری خودداری می شود. قانونگذار نسبت به هر موضوعی، حکم کلی صادر کرده وظیفه ما تطبیق مصادیق با احکام کلی است. لذا مورد شما هم از هزاران مصادیق معمول به شمار رفته برای دستیابی به پاسخ موردنظر به پاسخ های بنده به سئوالات مشابه هموطنان در همین وبلاگ با موضوع «صدور گواهی عدم سوء پیشینه» مراجعه نمائید.
اقرار به ترک اعتیاد
اقرار ضمنی به اعتیاد سایق است
جناب آقای ف . مهر:
باسلام
36سال مهندس معمار 26سالم
بودبا دختری در دانشگاه اشنا شدم چون قبلا مسابل عاطفی بی انجام داشتم بسیار مراقب
شناخت و ارائه خود بودم لذا تمام خصایص و خواستهایم را گفتم بخاطر مذهب سنی دختر و
طلاق والدین دردوسالگی زندگی با اقوام مادر تک فرزندبودن مسایل ودشواریهایی سخت
داشتیم ازدواج ساده و اشتغال کارمندی اما شاد و باتوان بخاطر تنهایی اوراهمکارم کردم
نه برای درامدبعد اموزش پرورش اجازه دادم باازدواح مادرش و دعواهای بیدلیل که ناحق
مارا هم دجارکرداعتیادخودخواسته و تحمل همسر چندسال گرفتاری باهزینه مصرف بالا سه
سال پیش ترک کردم قبلش دانشگاه ادامه دادم اونیزادامه داد تصادف تنهایی مالی بد بی
همزبانی کار و دانشگاه بیمارستان و هزینه و شش ماه همسرم نقاهت و پاهای شکسته و
بخاطر اشتباه دلسوزانه برای اول بار درعمرم راهی زندان به جرم جعل عنوان شدم چرا
گفتم نکش بایاری دادستان که شناخت به پرونده پیداکرد مدتی باسند بیرون تاپایان
نامه ارائه کنم رفتم تنها او میدانست مرخصی هفتگی و یکی از دوستان که تنها فردی
بود به خانه ام راه داده بودم و موسیقی تمرین میکردیم اطلاع پیدا کرد بعد سه ماه پدرم
سرهنگ ارتش که مشکلات بسیار داشتیم و حرف نگفته فوت کرد مرخصی و عفو ششماه شد سه
ماه اما بعد ازدوسال و مهمتر درزندان که راحتتربود مصرف نکردن و بی تحملی و
دردپنهان و قبولی بارتبه دوم مسکن شهرسازی و ده نفر آموزش پرورش که باسوسابقه رد
شدم افسردگی شدید و مصرف شیشه و موارد فوق باوجود خواهشهایم که خود نمیتوانم و
عوارض مصرف تغییررفتار همسر و قطع رابطه کامل همان دوست بیخبر فقط بامن همزمان با
تغییراخلاق و بهانه جویی های همسر همراه با ایمان و اعتماد و نیزاعتیاد در دعوای
تعمدی او تماما احساسات منفی دیدن از او بااجازه ام بیرون رفت و برگشت اما با کمک
زن همسایه قدیمی شهر غریت اجازه گرفت یکساعته اما به شهرمان رفته سریعا دادگاه و
وکیل برای طلاق و مهریه باشناخت ازخودم و او که با اصرارم حتی یک ساعت به عنوان
قهرنرفته بود باورنکردم احتمال بازی برای به خود آمدنم دادم دوماه رفتم منزل پدری اما
شرط گذاشت بعدازانجام حاشا و هربار بازی دادن سیم کارت و راه ارتباط را بست با
وجود تلاش خانواده و خودم و دخالت مادرش فقط جدایی میخواهد او تاروز قبل ابراز
شدید هرروزه و افراطی به من داشت و بااینکه برای راحتیش گاه میخواستم توافقی
جداشویم و او باهرکاری راضی نمیشد نمیدانم هنوز بازی است یا خیانت چون کارپیداکردم
دکترو رانشناس برای ترک رفتم کلمات کلیدی حقوقی میگوید و تا یاداور ریزاشتباهاتش
که شدیدا تکراردرده سال شده بود و گذشت من و صداقت و یکرنگی من همان تکرار درخواست
جدایی سیزدهم ماه دوم دادگاه اول است خواهش که یاری ام کنید موضوع را درک و حل کنم.
پاسخ از ما: با سلام به بازدیدکننده محترم،
بدواً عارض می گردد مرقومه ی واصله که با ادبیاتی گنگ و نامفهوم نگارش یافته مبهم بوده ، حق مطلب را ادا ننموده اید. علی ایحال مستنبط از برخی عبارات قابل فهم در سئوال مطروحه پاسخی کلی ارائه می گردد، پیشنهاد می شود در صورت تمایل به دریافت پاسخ قابل انتظار، نسبت به ویرایش سئوال با بهره مندی از اصول دستوری و نگارشی اقدام نموده ،مجدداً سئوال خود را ارسال نمائید.
در خصوص آن شق از سئوال مطروحه ...
ادامه مطلب ...و نکته دوّم اینکه: به دلیل مشغله کاری تا 18 تیرماه سال جاری قادر به ارائه پاسخ در خصوص سئوالات واصله نبوده، از تاریخ مرقوم به بعد، نوبتاً نسبت به خوانش و ارائه پاسخ اقدام خواهد شد.
ساعی باشید و مانا
داودیان
تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش زوجین
به دلیل سوء معاشرت و مصرف « متادون » توسط زوج
جناب آقای ع . ق :
با سلام و درود بر اندیشه خیرخواهانه شما. آدم
شما را که با بعضی از وکلا که از راه نرسیده مهریه و نفقه و... هر زنی را بدونه در نظر
گرفتن حق و باطل و فقط برای پول، یه خانواده را به هم میزنن مقایسه میکنه در عجب
میمونه. من ...... و شغل ...... دارم که از حضور در اماکن شلوغ به خصوص
دادگاه و پاسگاه عاجزم. همسرم هم از این نقطه ضعف من استفاده کرده و به بهانه های
مختلف بنده را به دادگاه میکشونه. دو سال پیش بنده اعتیاد به تریاک داشتم که اکنون
با گرفتن دارو در منزل کاملا ترک ولی مقدار کمی نتادون مصرف میکنم که این موضوع
هیچگونه خللی را در پایه و اساس زندگیمان وارد نکرده ولی بهانه ای شده برای
ابروریزی همسرم. همسرم وکیل گرفته و به دلیل سوئ معاشرت و اعتیاد تقاضای طلاق کرده
ایا میشه با ازمایش متادون عسر و حرج را اثبات کرد؟ 2- باتوجه به اینکه در مکان
زندگی همه بنده را به خوش رویی میشناسند وکیل ایشان برای توسل به سوئ معاشرت چه
میکند؟ در کل میخوام طلاقش ندهم چون هم دوستش دارم و هم اینکه یه بچه 2ساله ماه
داریم.خونه و زندگی و بهترین ماشین و محبت زیاد به ایشون نشان لطف خداونده به
زندیگیمون یعنی چیزی کم نداریم جز آرامش. بزرگواری شما را می ستایم.
پاسخ از ما : با سلام به بازدیدکننده محترم و سپاس از لطف جناب عالی. بدواً به استحضار می رساند حذف برخی عبارات و الفاظ در سئوال مطروحه به جهت مستور ماندن هویّت حقیقی جناب عالی همچنین بنا بر وظیفه امانتداری ما و برخی مصلحت های دیگر عمدی بوده است. در خصوص مطلب آغازین سئوال مطروحه و جهت اطّلاع بیشتر بازدیدکنندگان عزیز عارض می گردد:
ادامه مطلب ...علیرغم یادآوری برخی از دوستان مذکور که عنوان نموده اند؛ پاسخ به سئوالات مطروحه برایشان حیاتی بوده و بعضاً آمرانه مرقوم داشته اند «سریع پاسخ دهید» متأسفانه به دلیل عدم رعایت بند 1 مقرّرات این وب سایت (عدم درج کامل نام و نام خانوادگی و نام شهر محل اقامت) این وب سایت معذوریت خود را از ارائه پاسخ به سئوالات مطروحه اعلام می دارد. مضافاً اینکه پاسخ به سئوال بازدیدکنندگان مزبور مستلزم رعایت کامل بند 1 از مقرّرات این وب سایت است.
ساعی باشید و مانا
داودیان
نصب بالابر در بالکن اختصاصی آپارتمان
ایجاد یا عدم ایجاد مزاحمت برای همسایگان مطابق با نظر عرف
آقای ع . ا :
با سلام من در بالکن آپارتمانم در طبقه 4ام یک بالابر نصب کرده ام فقط برای بالا بردن مایحتاج روزانه و خریدم باتوجه به اینکه بار اینجانب برای بالا رفتن باید از جلوی بالکن طبقات پایینی عبور کند آیا ازنظر قانونی منعی برایم وجود دارد یا خیر؟ و دیگر اینکه چون میله های نگه داری این بالابر و موتور ان که درقسمت بالا است و دیده می شود ایا منعی از نظر فضا و نمای ساختمان برایم دارد یا خیر؟ با تشکر از راهنمایی شما.
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛
قانون تملّک آپارتمان ها با اصلاحیات بعدی قسمتهای اختصاصی و مشترک آپارتمان ها را احصاء نموده منطوق و مفهوم تبصره 3 از ماده 4 قانون موصوف، بالکن در سئوال مطروحه را از قسمت های اختصاصی محسوب نموده است. تبصره مزبور اذعان می دارد:
تبصره 3 ماده 4 قانون تملّک آپارتمانها: «چنانچه چگونگی استقرار حیاط ساختمان یا بالکن یا تراس مجموعه به گونه ای باشد که تنها از یک یا چند واحد مسکونی، امکان دسترسی به آن باشد، هزینه حفظ و نگهداری آن قسمت به عهده استفاده کننده یا استفاده کنندگان است» (اصلاحی و الحاقی بموجب قانون اصلاح قانون تملک آپارتمانها مصوب 1376).
مفهوم تبصره موصوف مبنی بر هزینه حفظ و نگهداری قسمت های مختلف آپارتمان از جمله بالکن ...
ادامه مطلب ...جناب آقایان
سینا (سئوال با مضمون مالکیّت پارکینگ آپارتمان)
الهیار (سئوال با مضمون ارجحیّت اجرای حکم تنظیم سند مالکیّت یک واحد آپارتمان به حکم محاکم قضایی نسبت به اعطای وکالت بلاعزل فروشنده به شخص دیگر)
ر . ن (سئوال با مضمون صدور حکم برائت زوج به اتهام عدم انفاق، ارائه شکوائیه علیه زوجه با عنوان مجرمانه افتراء)
و
سرکار خانم ها
لینا (سئوال با مضمون مجازات توهین و هتک حرمت در قوانین موضوعه)
س.ش (سئوال با مضمون هتک حرمت و تهدید به ضرب و جرح از جانب همسایه)
متأسفانه علیرغم تأکید مکرّر مبنی بر اینکه به سئوالات فاقد نام و نام خانوادگی کامل سئوال کننده و فاقد ذکر شهر محل اقامت ایشان پاسخی ارائه نمی شود. سئوال واصله از جانب آن عزیزان به دلیل عدم رعایت بند 1 از مقرّرات وبلاگ حقوقی هاوار مبنی بر الزام ذکر مشخصات کامل از جمله نام و نام خانوادگی کامل و حقیقی و ذکر نام شهر محل اقامت، از پاسخ به سئوالات واصله معذور بوده، جهت دریافت پاسخ لازم است ضمن طرح مجدد سئوال نسبت به ذکر نام، نام خانواگی کامل و نام شهر محل اقامت خود اقدام نمائید. ضمناً در راستای رعایت اصول امانتداری و رازداری حین درج پاسخ در وبلاگ از ذکر نام و نام خانوادگی کامل شما خودداری شده تا اکنون نیز این مهم در خصوص کلیه بازدیدکنندگان عزیز رعایت شده است.
ساعی باشید و مانا
داودیان
صدور قرار تعلیق اجرای مجازات
و گواهی عدم سوءپیشینه
خانم م . ق :
من در دادگاه در تاریخ 9/7/90 به جرم رابطه نامشروع دون زنا به 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدم. اما تا 5 سال تعلیق داره. می خواستم بدونم اگر 6 ماه دیگه برای مهاجرتم گواهی سو پیشینه بگیرم با توجه به اینکه در مدت تعلیق هستم، آیا چیزی در گواهی سو پیشینه من درج میشه؟ در سایت پاسخی برای تعلیق پیدا نکردم. ممنون
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم
با عنایت به نصّ صریح ماده 62 مکرّر از قانون مجازات اسلامی تنها محکومان به جرائم احصاء شده در آن ماده تا انقضاء مدّت معینه پس از محکومیّت و اجرای حکم از حقوق اجتماعی مصرّحه در تبصره ذیل آن ماده محروم خواهند بود(جهت دستیابی به توضیحات تفصیلی به پست های مشابه مراجعه نمائید). لذا عموماً موضوع معنونه در سئوال مطروحه خارج از شمول مقرّرات ماده اخیرالذکر بوده، معلّق بودن اجرای مجازات مجوزی جهت عدم صدور گواهی مزبور یا تصریح به محکومیّت شما در گواهی عدم سوءپیشینه نبوده، مستند به ماده مرقوم و خروج محکومیّت شما از شمول شرایط مقرّره در ماده 62 مکرّر ق.م.ا گواهی عدم سوءپیشینه صادر خواهد شد، مگر آنکه در قرار تعلیق مجازات اصداری مستند به بند 5 از ماده 29 ق.م.ا ممنوعیّت خروج از کشور مقرّر شده باشد که در این صورت شما مکلّف و موظّف به تبعیّت از دستور دادگاه بوده، حقّ مهاجرت و خروج از کشور را در زمان تعلیق اجرای مجازات نخواهید داشت.
منصور باشید و مانا.
دعا در حق بنده را فراموش نفرمائید.
بررسی راهکارهای ارتقای حمایت از حقوق کودکان
در سوّمین مدرسه تابستانی بینالمللی حقوق
قم ، 25 تا 27 مهرماه
سوّمین مدرسه تابستانی بینالمللی تخصصی حقوق با عنوان راهکارهای ارتقای حقوق کودکان و حمایت از آنان در قم برگزار میشود.
کلینیک حقوقی دانشگاه مفید قم با هدف آموزشهای کلینیکی در ابعاد مختلف و ارتقای رشد فکری جامعه در مسائل حقوقی، سومین مدرسه بینالمللی تخصصی حقوق را با حضور اندیشمندان و حقوقدانان برگزار میکند.
این مدرسه با رویکرد آموزش کلینیکی در روزهای 25 تا 27 آبان ماه سال جاری با حضور گسترده علاقهمندان به مبانی مختلف حقوق کودک در قم می پردازد.
مضافاً اینکه به دلیل استقبال علاقهمندان، ثبت نام تا 7 آبان ماه تمدید شد
از ویژگیهای سومین مدرسه تابستانی بینالمللی تخصصی حقوق میتوان به حضور اساتید مجرب خارجی چون پروفسور دیوید مک کوئید از دانشگاه انجمن حمایت آلمان اشاره کرد.
در این دوره به دلیل محدودیتهای ظرفیتی اولویت با کسانی است که شرایط خاص شرکت در مدرسه را داشته و نسبت به ثبتنام به موقع اقدام کنند.
از جمله شرایط ذکر شده برای ثبتنام در سومین مدرسه تابستانی بینالمللی تخصصی حقوق میتوان به پایان یافتن تحصیلات شرکتکننده در رشته حقوق، اشتغال به این رشته و یا رشتههای مرتبط، تعهد به حضور تمام وقت در مدرسه و... ذکر کرد
کودکان فراموش شده ، کودکان قربانی خشونت ، کودکان بد سرپرست ، کودکان بزه دیده و بزهکار، بهرهکشی از کودکان، قاچاق کودکان و وکالت برای کودکان از جمله مباحثی هستند که در این مدرسه تخصصی حقوق به صورت کارگاهی به آن پرداخته می شود.
یاد آوری می شود :علاقهمندان از سراسر کشور می توانند برای شرکت در این مدرسه حقوقی بین المللی تا پایان مهر ماه به آدرس www.lcmu.ir مراجعه نمایند
تمامی شرکت کنندگان باید یک روز قبل از شروع سومین مدرسه تخصصی حقوق در خوابگاه حضور داشته باشند .
یاد آوری می شود : به تمامی شرکت کنندگان گواهی نامه معتبر بین المللی داخلی و خارجی اهدا می شود.
صدور گواهی عدم سوءپیشینه
برای حامل و مصرف کننده مواد مخدر با گذشت ده سال از محکومیّت و اجرای مجازات
آقای ج . ا :
سلام. من ده سال پیش به جرم حمل موادمخدر و مصرف (۲گرم) جریمه نقدی و یک روز زندان بودم. برای استخدام عدم سوء پیشینه لازم دارم .
تورا به خدا راهنمایی کنید. با تشکر
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛
به کرّات شرایط صدور گواهی عدم سوء پیشینه تحت موضوعات مختلف مورد بررسی قرار گرفته در پست های متعدّد پاسخ های تکمیلی به بازدیدکنندگان عزیز ارائه شده است. به دلیل حجم بسیاری از سئوالات واصله با موضوع شرایط صدور گواهی عدم سوء پیشینه به پرسش حاضر، ارسالی از جانب آقای ج . ا پاسخ مقتضی ارائه می شود امّا پس از این خواهشمند است با عنایت به شمول قوانین مربوط به موضوع معنونه (موارد صدور گواهی عدم سوء پیشینه) در موارد مشابه، لازم است بازدیدکنندگان عزیز با مراجعه به پست های مرتبط با سئوال خود از ارسال سئوالات مشابه خودداری نموده، موجبات تقلیل تعدّد سئوالات واصله و ایجاد فرصت مناسب در راستای پاسخگویی به سئوالات عدیده دیگر هموطنان عزیز را فراهم نمایند.
در خصوص پاسخ به سئوال مطروحه عارض می گردد؛ ماده 62 مکرّر از قانون مجازات اسلامی و تبصره های ذیل آن همچنین نظریه 3734/7- 20/5/1377 اداره کل حقوقی قوه قضائیه اذعان می دارند:
ماده 62 مکرّر ق.م.ا : محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی به شرح ذیل، محکوم علیه را از حقوق اجتماعی محروم می نماید و پس از انقضا مدت تعیین شده و اجرای حکم رفع اثر می گردد : ...
جناب آقایان
م . م (سئوال با مضمون حق حبس، افتراء و قذف)
خوشرو (سئوال با مضمون ادله اثبات جرم خیانت در امانت)
ماهان (سئوال با مضمون سلب حق ارتفاق)
javad (سئوال با مضمون خیانت در امانت)
جمشید (سئوال با مضمون رجوع از اذن)
علی رضا (سئوال با مضمون اجاره بخشی از سرقفلی به دیگری)
لطیف (سئوال با مضمون رابطه نامشروع دون زنا)
سهیل (سئوال با مضمون شرکت های هرمی)
عبدالرضا (سئوال با مضمون شرایط صدور گواهی عدم سوء پیشینه پس از اجرای مجازات شلاق تعزیری)
وحیدیان (سئوال با مضمون خیانت در امانت، اتومبیل امانی و وقوع قتل غیر عمدی)
سرکار خانم ها
لیلی (سئوال با مضمون مهریه عندالاستطاعه)
فلورا . م (سئوال با مضمون شرکت های هرمی)
قنبری (سئوال با مضمون عنوان جرم استفاده از دسته چک متعلّق به دیگری)
م . ب (سئوال با مضمون ورود شخص ثالث در پرونده کیفری)
و آقا یا خانم ها
sh (سئوال با مضمون تدفین بدون مجوز قانونی)
ز . ر (سئوال با مضمون ازدواج مجدّد بدون تجویز دادگاه)
A . A (سئوال با مضمون تشریح مقرّرات قانون مربوط به ارث در کشور لبنان)
به اطّلاع می رساند؛
متأسفانه به دلیل عدم رعایت بند 1 از مقرّرات این وبلاگ معذوریت خود را از پاسخ به سئوالات مطروحه اعلام می دارد. مضافاً آن دسته از سایر بازدیدکنندگانی که نام و نام خانوادگی را بطور کامل مرقوم داشته اند امّا از درج نام شهر محل اقامت خودداری نموده اند از درج نام کامل آنها به رسم امانتداری معذورم، به اطلاع می رساند؛ پاسخ به سئوالات ایشان مستلزم رعایت کامل بند 1 از مقرّرات این وب سایت خواهد بود.
ساعی باشید و مانا
داودیان
برخورداری از حق ارتفاق بر اساس اذن محض مالک
یا
سلب حق رجوع از اذن توسط مالک در عقد لازم به وجه ملزم
آقای ن . د :
با سلام . حدود بیست سال پیش جهت برق رساندن به زمین مزروعی متعلق به ما که سند نیز دارد , تعداد چهار تیر برق از زمین کناری که مابین زمین متعلق به ما و خطوط اصلی برق بوده عبور داده ایم . تا کنون کسی مدعی این قضیه نشده بود تا اینکه امسال صاحب آن زمین بابت تیرهای برق نصب شده در زمین خود از ما شکایت نبوده و اداره برق نیز اقدام به قطع برق کرده است . آیا ایشان چنین حقی دارند ؟ و آیا با توجه به اینکه تاریخ شکایت پس از این همه سال بوده ما دارای حق ارتفاق مخصوصا ماده 97 قانون مدنی می شویم ؟ . ایا اداره برق حق قطع برق را داشته و چه کسی باید خسارت حاصل از قطع برق به محصولات کشاورزی را بدهد . با تشکر
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم،
ماده 94 از قانون مدنی مقرّر می دارد: «صاحبان املاک می توانند در ملک خود هر حقی را که بخواهند نسبت به دیگری قرار دهند در این صورت کیفیت استحقاق تابع قرارداد و عقدی است که مطابق آن حق داده شده است.» همچنین ماده 108 از قانون مزبور اذعان می دارد: «در تمام مواردی که انتفاع کسی از ملک دیگری به موجب اذن محض باشد مالک می تواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر اینکه مانع قانونی موجود باشد.»
اساساً در دو مورد رجوع از اذن ممکن نیست اوّل اینکه اگر رجوع از اذن مسلتزم ارتکاب جرمی باشد که در این صورت ...
بازدیدکنندگان محترم،
خواهشمند است قبل از طرح سئوال به دقّت بخش مقرّرات وب سایت حقوقی Law55 را مطالعه فرمایند. علیرغم تأکید بند 1 مقرّرات مزبور، مبنی بر اینکه «به سئوالات فاقد نام و نام خانوادگی کامل و نام شهر محل اقامتِ سئوال کننده و سئوالاتی که از مشخصات واقعی سئوال کننده برخوردار نیستند پاسخی ارائه نمی شود» متأسفانه اغلب سئوالات واصله اخیر، فاقد مشخصات موصوف بوده یا بعضاً ضمن طرح سئوال از مشخصات جعلی و غیر واقعی استفاده شده است. لذا با عرض پوزش به اطّلاع این دسته از عزیزان می رساند ضمن ارسال مجدّد سئوال مطروحه، نواقص مزبور را رفع نموده، در غیر اینصورت از پاسخ به سئوالات واصله مذکور، معذور خواهم بود.
با سپاس
« عواقب اشتباهات نگارشی یا استعمالی الفاظ حقوقی»
و
«لزوم مداقّه مؤلفان در تألیف کتب دانشگاهی»
کیوان داودیان - دانشجوی رشته حقوق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چکنم حرف دگر یاد نداد استادم.
از حافظ بزرگ، خواجه شیراز (رحمة الله علیه) این بیت را بارها شنیده و خوانده ایم. در برخی نسخ از دیوان خواجه به جای واژه «یار»، لفظ «دوست» استعمال شده است. به راستی اگر امروزه حافظ در قید حیات بود، بیت مزبور را چگونه می خواند؟ «قامت» را در بیت مزبور از آنِ چه کسی می دانست؟ «دوست» یا «یار»؟ امروزه در فراق خواجه اگر «قامت دوست» خوانده شود جامعه اعتراضی نمی کند، اگر هم کسی «قامت یار» بخواند، ستایش نمی شود. آیا اساساً فرقی متصوّر نیست یا اینکه یکی از آن دو اشتباه بوده امّا قرارداد ادبی_اجتماعی فیمابین اشخاص جامعه آن اشتباه را پذیرفته است؟ قرارداد ادبی_اجتماعی، قرارداد نانوشته ایی است بین اعضاء اجتماع، همین که بواسطه خطا و اشتباهی در الفاظ یا عبارات، شخصی، اعم از حقیقی یا حقوقی، صدمه ای اعم از مادی یا معنوی نبیند، اشخاص اطراف موضوع قرارداد که در اینجا منظور از موضوع قرارداد الفاظ و عباراتند دو برخورد متفاوت از خود بروز می دهند؛ یا آن اشتباهات را نمی پذیرند و شخصاً یا متفق القول مطابق با داشته های علمی شان آن اشتباهات را تصحیح می کنند خواه دیگر افراد جامعه آنی از تصحیح اعمال شده تبعیت کنند یا به مرور زمان، که این دسته از اشخاص جامعه را معمولاً ادبا و بطور اعم اهالی ادبیات تشکیل می دهند یا اینکه از آن اشتباهات، غلطی مصطلح می سازند، پس از آن همه بکار می گیرند بی آنکه کسی دیگری را نکوهش کند که این دسته از اشخاص را بی آنکه غرضی دنبال کنند عموم افراد جامعه تشکیل می دهند و این همان قرارداد ادبی_اجتماعی جامعه در خصوص غلطهای مصطلح است. نهایتاً اینکه ...
ادامه مطلب ...
تکمیل سئوال
خانم ل . ه :
با سلام بنده حدود دو سال پیش با عقد قرارداد مغازه ای راپیش فروش از پاساژی خریدم 40 میلیون پیش بقیه دراقساط 3 ماهه 8 میلیون تا سقف 90 میلیون پر شدم باید صاحب کار طبق قرارداددیماه 89 مغازه را تحویل میدادموقع قرارداددقت نکردم شرایط رابه نفع خود تنظیم کرده تاخیر رابراساس بند قرارداد گردن شهرداری دارایی هزار بهانه دیگر می اندازد اکثر معامله کنندگان به خاطر تاخیر اقساط رانپرداخته اند ایشان سرمهلت چکهای بنده ، با تهدید وهزار بهانه چکهای مرا نقد کرده تاخرخره زیر قرض رفته ام از مغازه خبری نیست دوستی پیشنهاد کرده دادخواست تنظیم کنم که باید طبق قرارداد با توجه به انجام تعهدات پرداختی که نمودم باید مغازه مرا تحویل دهد یا بابت تاخیر جریمه پرداخت نماید به نظر شما من چکار کنم لطفا" مرا راهنمایی نمایید.
پاسخ:
سرکار خانم ل . ه
با سلام
متأسفانه شما به بند 2 تهعّدات و مقرّرات این وبلاگ توجه ننموده اید، سئوال شما از آن دسته سئوالاتی به شمار می رود که مستلزم مطالعه قرارداد منعقده فیمابین شما و شخص متعهّد(به زعم شما صاحب کار) است. لطفاً از ارسال عین قرارداد خودداری نموده فقط آنچه را که در قرارداد آمده است عیناً (بند به بند) مرقوم نموده تا پاسخ دقیق تری ارائه شود. در حال حاضر به دلیل عدم اطّلاع از مفاد قرارداد منعقده(بنود مندرج در قرارداد) که می تواند در دادگاه له یا علیه شما مورد استناد قرار گیرد، ترغیب شما به ارائه دادخواست به دادگاه صالحه فاقد مستند قانونی و ادله محکمه پسند خواهد بود. علی ایحال پاسخ به سئوال مطروحه به دریافت متن قرارداد منعقده موکول می شود.
به امید دیدار دوباره
موفق باشید.
عدم مباینت سن اولاد با استحقاق نفقه
استنکاف از پرداخت نفقه، سه ماه و یکروز تا پنج ماه حبس
ازدواج مجدّد بدون تحصیل اجازه از همسر اوّل
سرقت، جعل و استفاده از سند مجعول (سفته)
آقای ع . م :
به نام خدا
با سلام پدر بنده بعد از تمامی مراحل زندگی که با خوشی طی کرده اند در سن 48 سالگی رفته اند و زن دوم اختیار کرده اند اما ایشان خود اقرار کرده اند عقد دائم کرده است در صورتی که شناسنامه پدرم اکنون در دست من است و معلوم نیست که با چه شناسنامه ای عقد کرده و فقط ایشان یک کارت ملی دارد و دارای 3 خانه است و اجاره میگیرد و 850000 تومان حقوق بازنشستگی میگیرد و این امر را بدون اجازه زن اول خود انجام داده است و ایشان دارای بیماری صرع هستند که به مادرم در هنگام خواستگاری هم نگفته و به زن دومش هم نگفته است، ایشان تا به حال به مادرم نفقه نداده است و نفقه من که 18 ساله ام و برادر بزرگم که 20 سال و برادر کوچکم که 10سال دارد را تا بحال نداده است و فقط طی 3 ماه ماهی 15000 تومان پول تو جیبی داده است و پول یارانه را برای خرج و مخارج زندگی و نفقه همسرش و فرزندانش کافی می داند و ما را این گونه به بار آورده است و می گوید نفقه همین لباس شماست و پول غذای شما. ایشان دارای اعصابی به شدت ضعیف است ...
مسئول پرداخت مهریه پس از فوت زوج
تکلیف مهریه در صورت عدم کفایت ترکه زوج جهت ادای تمام دیون
آقای جمشید :
با سلام
دوستی دارم فوت شده که در دوران نامزدی و قبل از رفتن به خانه با همسرش نزدیکی داشته است . وی دارای دو قطعه زمین قولنامه ای می باشد . کلیه هزینه های مراسم عزا را خانواده دوستم داده اند و با توجه به کاسب بودن بالطبع یک سری بدهکاری دارد. زن وی طلب مهریه نموده است (114 سکه) با توجه به بدهکار بودن متوفی اولویت پرداخت به همسرش است یا طلبکاران ؟ زن متوفی میتواند نسبت به طلب کل مهریه قبل از صاف شدت بدهی های متوفی ادعا نماید ؟ در صورتی که مهریه پرداخت شود بقیه طلبکاران چه وضعیتی پیدا می کنند ؟ چه کسی باید طلب را پرداخت نماید ؟ به نظر شما راهکار چه می باشد با توجه به اینکه پدر و مادر متوفی نیز قصد دادن تمامی مطالبات همسر متوفی را طبق قانون دارند.
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛
میزان استحقاق زوجه از مهریه معلوم توافقی قبل از وقوع نزدیکی بین زوجین با میزان استحقاق زوجه از مهریه معلوم توافقی بعد از مواقعه متفاوت است. امّا نحوه مطالبه مهریه و میزان آن در صورت وقوع نزدیکی بین زوجین چه پس از اجرای صیغه عقد در دوران نامزدی و قبل از عروسی و چه پس از اجرای تشریفات مراسم عروسی که عرفاً مرسوم است تفاوتی ندارد. لذا از آنجا که در خصوص موضوع معنونه در سئوال مطروحه تفاوتی بین رفتن زوجین به منزل مشترک یا نرفتن آنان متصوّر نیست توجه شما را به موارد ذیل معطوف می دارد:
1- مهریه زوجه طلب ممتازه بوده و مستند به ماده 1082 از قانون مدنی که مقرّر می دارد:...
ارائه خدمات در قانون تجارت الکترونیکی
ایجاب و قبول راجع به خدمات بین تأمین کننده و مصرف کننده با استفاده از وسایل ارتباط از راه دور
خانم بهار:
با سلام من متنی را برای ترجمه به شخصی که تبلیغ اینترنتی کرده بود دادم اون در تبلیغ قید کرده ارسال به سراسر ایران با تلفنش تماس گرفتم گفت متن را ایمیل کنید بعد از 2 روز پیام کوتاه داد ترجمه آمادس و شماره حساب داد که من 3500 به حساب بریزم من گفتم تا متن را نگیرم پول به حساب نمیریزم گفت اگه اعتماد ندارید بیاین حضوری ببرید و آدرس داد من هم چون اعتماد نداشتم نمیخواستم رو در رو برم بگیرم و جوابشو ندادم بعد از 3 روز اس ام اس داده و گفته فکر کردی خیلی زرنگی ؟من شمارتو و ایمیلو و آی پی تورا دارم میرم 500 تومن میدم و میکشونمت دادگاه که دیگه کسی را سر کار نزاری من باید چکار کنم ؟؟؟؟؟؟ آیا اون واقعا حق چنین کاری دارد؟؟؟؟؟؟ لطفا زودتر جواب بدید.
پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛
بدواً توجه شما را به موادی از قانون تجارت الکترونیکی جلب می نمایم: بند «ف» و «ص» ماده 2 از قانون مزبور اذعان می دارد:
بند ف از ماده 2 : «وسایل ارتباط از راه دور» (Means Of Distance Communication): عبارت از هر نوع وسیلهای است که بدون حضور فیزیکی همزمان تأمین کننده و مصرف کننده جهت فروش کالا و خدمات استفاده میشود.
بند ص از ماده 2 : «عقد از راه دور» (Distance Contract): ایجاب و قبول راجع به کالاها و خدمات بین تأمین کننده و مصرف کننده با استفاده از وسایل ارتباط از راه دور است.»
همچنین ماده 14 از قانون موصوف مقرّر می دارد: ...